اهالی ارتباطات معتقدند عکس به اندازه ششصد کلمه از خبر جلوتر است...
پس چیزی نگفتن بهتر است
عکس هایم را ببینید بد نشده....
یک سال از پریدنت گذشت
اما بگذار بگویم
حتی همانها که روز تشییعت بر سرو صورتشان می کوبیدند
واز هر فرصتی برای اینکه خودشان را طوری به تو منتسب کنند
استفاده می کردند..
آری همانها که وقتی در زیر فشار زندگی کمرت داشت خرد می شد
راهشان را کج می کردند تا مبادا نگاهشان به نگاهت بیفتد....
حتی زحمت جمع و جور کردن اشعارت را به خودشان نداند
آخر می دانی سرشان خیلی شلوغ تر ازاین حرفهاست
باید به کارهای مهمتری برسند
بگذریم...
حاجی جان خوش به حالت
ما رو خیلی دعا کن
***
تو محمدرضاي آقاسي! بچهي چارراه مختاري!
كشتهي صبح سوم خرداد! شاعري عزت است يا خواري؟
تو محمدرضاي آقاسي! بيمه هستي؟ نه -تلخ ميخندد-
كار و بارتو چيست؟
- شعر، آقا!
- شعر؟ -يعني هنوز بيكاري؟
تو محمدرضاي آقاسي! سکه ها را چه ميكني؟
- سکه؟
دور و بر را ببين! عزيز دلم!
تو كه از اين همه خبر داري
جمعه شب –دير وقت–مهرآباد– خسته ميآمديم از سفري
خسته از شعر – بر لبت سيگار
خستگي، سرفه، درد، بيماري
- با شمايم كه زور و زر داريد، هيچ از درد ما خبر داريد؟
درد ما را نميتوان گفتن با سياستمدار ِ بازاري!
با غمي – ماتمي - تبي - دردي مثل حافظِ غريب ساختهايم
بعد از اين با كلاه فقر به سر، كار ما رندي است و عياري
دارد از دست ميرود شاعر، روزها را سياست آلودهست
اين همه طلحه، اين همه تلخك، اين همه حرفهاي تكراري-
تو محمدرضاي آقاسي، شيعه يعني دو دست خالي ِ تو
شعر وقتي شكستن من و ماست، شاعري عزت است يا خواري؟
عليرضا قزوه